شبکه های اجتماعی

aparat

داستان زندگی من

  • 20 آبان 1396
  • 2173
  • 0

داستان زندگی من

حسن احمدنژاد هستم، مدرس خودشناسی و موفقیت در تمام ابعاد (روابط، معنویت، ثروت، سلامتی)

خداوند رو بی نهایت سپاسگزارم که این فرصت و موقعیت عالی را به من داد که داستان زندگی­ ام را با تو دوست خوبم در میون بذارم.

من تو خانواده ای با درآمد پایین تر از بخور و نمیر و زندگی سخت و بدون هدف خاصی و با مشکلات فراوان به دنیا آمده و بزرگ شده ام، موقعیت و محیطی که باور غالب مردم و همچنین والدینم این بود که پول، چرک کف دسته و پول زیر پای فیله و به راحتی نمی شه پول به دست آورد و با کار شبانه روزی کسی ثروتمند نمی شه واگر می­شد با این کارها به ثروت رسید که ما هم می رسیدیم و اونی که ثروت داره را نمی فهمیدیم و می گفتیم احتمالاً از یک راه نادرستی به ثروت رسیده، (یا پارتی بازی کرده، یا کسی غیر از خدا دستش رو گرفته و در اداره ای جایی دستش رو بند کرده و .......)  و فقرا  به خدا نزدیک تر هستند و چون ما نمی خواستیم از راه نادرست به پول و ثروت برسیم پس فقیر می ماندیم. و به لقمه نانی که با کد یمین و عرق جبین به دست بیاد را کاملاًقبول داشتیم، برای همین اگر پولی هم به راحتی به دست می آوردیم خیلی عذاب وجدان می گرفتیم که نکند حلال نباشد و ... چون کاملاً باور داشتیم که پول باید به سختی به دست بیاید و یقین داشتیم که پول به سختی به دست می آید بنابراین اگر پولی هم بهمون به راحتی می رسید یا پیشنهاد می شد به راحتی رد می کردیم.

همیشه به پدرم می گفتم که مردم با چه شرایطی دارند زندگی می کنند و کار و درآمد او را انتقاد می کردم و می گفتم که مردم 10 برابر بیشتر از ما درآمد دارند و او هم در جوابم می گفت تو برو برای خودت درآمد بیشتری به دست بیار.

زمانی که در سن مدرسه بودم بعلت بی نظمی در تحصیل و کار و زندگی با درآمد نامعلوم و بی هدف همیشه در تحصیل هم ناموفق و یک دانش آموز بی نظم بودم علی رغم رعایت ادب و احترامی که یاد گرفته بودم برای دیگران و در جلوی آنها نگه دارم ولی خودم هیچ رضایتی از توانایی و نظم و ادب خودم نداشتم و موفقیت و پیشرفت را در بی نظمی می دیدم و می خواستم با شیطنت و ... خودم را نشان بدهم و بالاخره در یک زمینه خودم را نشان بدهم و تواناییهایم را به رخ بکشم.

اغلب افراد دور و بر ما فقط می خواهند که خداوند به قدری بهشون پول بده که شرمنده خانواده شون نباشن، کافیه و دستشون جلوی کسی دراز نشه، و صبح تا شب کار می کردند که محتاج نباشند!!!!!و می گن اگر چه ثروتی نداریم، ولی سرمون رو راحت رو بالش می ذاریم............. حق کسی رو نمی خوریم و کسی ازمون انتظاری نداره................ و اگر پول زیاد داشته باشیم باید خمس و ذکاتش را هم پرداخت کنیم و اگر پرداخت نکردیم گناهکار می شیم. و احتمال دارد کسی که پول ندارد و وضعش خیلی بد است ما را ببیند و غبطه بخورد ما گناهکار شده ایم. 

یک دلیل آنکه پول نداشتیم و به راحتی پول و ثروت به دست نمی آوردیم و مشکلات زیادی داشتیم (غیر از ثروت مادی، در روابط و معنویت و سلامتی هم مشکلات عدیده ای داشتیم) هم این بود که، قبول کرده بودیم که نمی توانیم پول زیادی به دست بیاوریم و اصلاً برایش کیسه ای ندوخته بودیم یعنی انتظار به دست آوردن همچین پول زیادی را نداشتیم و در مسائل دیگر هم مشکلات عدیده ای داشتیم چون باورمان این بود که نمی شود راحت زندگی کرد و درستش هم همینه. و حتی یکبار هم فکر ثروت نامحدود را نکرده بودیم و تصویر ذهنی درستی از یک زندگی مرفه نداشتیم و نمی توانستیم در ذهن هم مجسم کنیم که چنین شرایطی می توانیم داشته باشیم حتی در ذهنمان.

برای همین نتیجۀ این تفکرات این بود که علی رغم کار و تلاش زیاد به قول معروف هشت مون گرو نه مون بود و اگر می توانستیم نهایتش نیازهای اولیه زندگی را در می آوردیم.

جلوی چشم خودم پیشرفت بعضی ها را می دیدم و بدهکاری همیشگی خودمان را، و می دیدم که چطور بعضی ها راحت به پول و ثروت می رسند، رشد می کنند و مراحل ترقی و تعالی را طی می کنند ولی ما هیچ وقت با خیال راحت زندگی نمی کردیم، و همیشه دنبال یه لقمه نان حلال بودیم و دائماً کار می کردیم، ولی هیچ پیشرفتی نداشتیم، بلکه پسرفت می کردیم. و این پسرفت و مشکلاتی که داشتیم فشار شدیدی به ما تحمیل می کرد.

همیشه به این فکر می کردم که چطور بعضی ها رشد می کنند ولی ما نمی توانیم، و برای همین همیشه دنبال راهی بودم که بتونم خود و خانواده ام را از این شرایط بیرون بیاورم و به رشد و بهبود فردی فکر می کردم. و البته هر کاری را که می توانستم شروع می کردم آنچنان که بیش از 15 شغل مختلف را آزمودم و تلاش کردم که نتیجه بگیرم از فروشندگی و دستفروشی و مغازه داری و ... که باعث کسب تجربه های زیادی در زندگی ام شد ولی چون باورهای نادرستی در مورد کسب و کار داشتم راه را بطور کامل نمی دیدم و نمی توانستم مشکلات و مسائل را حل کنم چون باورم این بود که مشکلات آمده اند که جلوی پیشرفت مرا بگیرند و هیچوقت باور نداشتم که به راحتی می توانم موفق بشوم.

در این موقعیت هر فکری به ذهنم می رسید و قصد انجامش را داشتم با فاز منفی خانواده و اطرافیان مواجه می شدم. و زود نا امید می شدم و نا امیدانه آن کار را رها می کردم و باز بی پولی و فشارِ مشکلات دائمی،

تا اینکه علی­رغم شرایط نامساعد و به هر طریقی که بود تصمیم به ازدواج و جدایی از خانواده پدرم گرفتم و برای پیشرفت به شهر دیگری نقل مکان کردم و با شرایط سختی که داشتم اقدام به کاری کردم که چند سال آرزوی اجرایش را داشتم و چون از خانواده دور بودم، کسی نبود که مخالفت کند و کار خودم را راه انداختم. و چون آموزش ندیده بودم و فکر می کردم باید برای موفقیت سرمایه اولیه داشته باشم (مشکلاتی که از بدو تولد با آنها بزرگ شده بودم و یاد گرفته بودم که طبق آن باورها زندگی کنم) و چون سرمایه اولیه نداشتم، بدون تجربه کافی، مبلغی وام گرفتم، و چند نفر نیرو استخدام کردم و در شروع کارم بدهکار شدم و هزینه های کارم بالا رفت و دخل و خرجم نخوند چون هنوز درآمدم به اندازه ای نرسیده بود که بتوانم هم مخارج و هم اقساط وامم را پرداخت کنم و بازپرداخت وامها و بدهی هایم برایم سخت شد و با سود بالای وامها و دیرکرد وامها، مبلغ بدهی ام بالا و بالاتر رفت و نتوانستم اقساط وامهایم را به موقع پرداخت کنم. البته پیش بینی می کردم و تقریباً می دانستم که احتمال دارد اینطور بشود ولی می خواستم بالاخره آن کار را شروع کنم و از این شرایط و از این سد هر طور شده عبور کنم، حتی اگر اشتباه کنم و بدهکار بشوم ولی بالاخره بر ترسهایم غلبه کردم و این کار را شروع کردم.

بعد از مدتی طوری شده بود که هر روز مشغله ذهنی ام این بود که چطور می تونم بدهی­ هام را پرداخت کنم و از این شرایط بیرون بیام و چه کاری می تونم بکنم؟

تا اینکه، با مطالعه و شرکت در کلاسهای آموزشی و .... در این شرایط، با قوانینی آشنا شدم که کل زندگی­ ام را دگرگون کرد و از این شرایط سخت و بدهکاری به سمت زندگی ایده آل هدایتم کرد.

درست همینجا بود که فهمیدم دلیل اصلی شرایط بد و مشکلات و سختی­های زندگی ام چی بوده و چرا علی­رغم کار و تلاش زیاد نمی­تونستم پیشرفت کنم.

آشنایی با این قوانین و تکنیک­ها سریعاً منو در مداری قرار داد که باعث پیشرفت­ ام شد و طی مدت کوتاهی کیفیت زندگی و میزان درآمدم و نوع فکر و باورهام رو کلاً عوض کرد و تونستم خیلی سریع بدهی ­هایم را پرداخت کنم و خیلی راحت تقریباً به اندازه دو برابر بدهی که داشتم هم سرمایه جمع کنم و الان تقریباً درآمدم نسبت به اون موقع بیش از 100 برابر شده اونم با کمترین کار ممکن و به راحتی و آرامش.

الان، برای آیندۀ زندگیِ روشنم برنامه مشخص و ساده ای دارم، و با همان قوانین، دارم با سرعت به سمت اهدافم پیش میرم و از حرکت در این مسیر خیلی خوشحالم و لذت می برم.

دیگه برنامه زندگی ام را می دانم و دقیقاً در مسیر هدفم گام بر می دارم، و از آن لذت می برم

افق بسیار زیبایی از زندگی جلوی چشمم دارم و دیگه به مشکلات فکر نمی­کنم و فکرم روی ثروت متمرکزه و خیلی راحت تر از قبل پول در میارم، و هر روز ثروت و سرمایه ­ام بیشتر و بیشتر می­شه و در روابط و معنویت و آرامش و سلامتی هم بسیار بسیار رشد کرده ام و مسائل قبل را ندارم و ریشه مشکلات ام را شناخته ام. و از این بابت خدا را هزاران بار شاکرم.

حالا می­خوام، این موضوع را که باعث پیشرفت من شده، با تو دوست خوبم در میون بذارم. و بهت بگم که این قوانین چیه، و چطور می تونه به تو کمک کنه، و تو دوست خوبم چگونه میتونی از این قوانین استفاده کنی و به آرزوهایی که داری برسی و زندگی فوق العاده ­ای داشته باشی. و به راحتی به خواسته هات برسی. زندگی ثروتمندانه ای داشته باشی زندگیی که همراه با سلامتی و آرامش و معنویت باشه.

از تو دوست خوبم؛ دعوت می کنم، که با من همراه باشی، و در سایت من، احمدنژاد دات کام ثبت نام کنی، تا رشد و بهبود فردی را یاد بگیری و یک زندگی ایده آل داشته باشی و از گروه تحقیقاتی احمدنژاد اطلاعات و تکنیک های مربوطه را دریافت کنی. و در هر شرایطی که هستی پیشرفت خودت رو چند برابر کنی.

ممنونم که با من همراه هستی، آرزوی قلبی من موفقیت تو در تمام ابعاد زندگی و لذت بردن از اونه.     

این کار برای من فوق العاده لذت بخش است که بتونم به تو دوست خوبم کمک کنم، که با دانلود رایگان و تهیه بسته­ های مورد نیازت از سایت احمدنژاد دات کام، زندگی ایده آل خودت رو بسازی.

دوست من هدف من کمک به تو برای رشد و پیشرفت زندگی تو هست و بهت قول می دم هر کاری در این زمینه از دستم بر بیاد انجام بدم تا تو بتونی سریع و راحت به اهداف ایده آلت برسی و زندگی فوق­العاده خودت رو شروع کنی.

برای پیوستن به من می تونی در سایت احمدنژاد دات کام ثبت نام کنی و از مطالب رایگان برای رشد و بهبود فردی خودت استفاده کنی.

پس همین الان از منوی عضویت در بالای صفحه استفاده کن و با عضویت در گروه تحقیقاتی احمدنژاد با من همراه شو.!!!!

ممنون و متشکرم همراه دوست داشتنی من

داستان زندگی من

به اشتراک بگذارید

امتیاز شما به این مطلب

تعداد امتیازها: 2

نظرات کاربران

شما هم میتوانید نظر خود را در رابطه با این مطلب برای ما ارسال نمایید.

برای ارسال نظر باید عضو سایت باشید، اگر قبلا در سایت ثبت نام کرده اید اینجا را کلیک کنید.

captcha Refresh

مطالب مرتبط

logo-samandehi